تعیین تاریخ عمل

سلامممممممممممممممم

 

بالاخره روز چهارشنبه رسید.......

خب امروز نوبت سونو داشتم...باید می رفتم ببینم این امپولا تاثیری داشتن یا نه...

خیلی هیجان داشتم...انگار میخوام صدای قلب نی نی رو بشنوووم

هههههههه

از ساعت ٣و نیم اماده شدم که اگه ساعت ۴ شوشو برگرده بریم دکتر

ولی شوشو خیللللللی دیر کرد.........ساعت ۵ و نیم اومد

موبایلشو هم در دسترس نبووود......منم دلم هزار جا رفت...خیلللی نگرانش شدم

 

الحمدلله اووومد.....نفس راحتی کشیدم.........

وقتی دید حاضر واماده لباسهای بیرون و پوشیدم....جاا خوورد

 

پرسید کجاا میخوای بری..........گفتم مگه یادت رفته ...نوبت سونو دارم...تازه باید بریم بیمارستان امپول بزنم

 

واااااااااااااااای بنده خدا حسااابی خسته بود...ولی با این وجود....گفت بپر بریم

 

اول رفتیم بیمارستان امپول رو زدم ...بعد رفتم مطب.......

خیللللللی شلوووووغ بودددد.......جای نشستن نبود

بالاخره ٢ یا ٣ ساعت بعد نوبتم شد و سونو رو دادم

خیلی کنجکاو بودم ببینم ..فولیکولام در چه حالی هستن

اصلن رشد کردن......مناسب هستن....تعدادشون چقده؟؟؟؟

 

ولی متاسفانه دکی حوصله جوواب دادن نداشت ..فقط گفت.....

هی......بد نیست

بعدش  یه نسخه جدید واسم پیچووند

فردا صبح ٣ تا منوپیور و یه سوپرفکت

جمعه صبح یه سوپرفکت

جمعه شب ساعت ١٢و نیم دوتا HCG

شنبه امپول نمیزنم

یکشنبه ساعت 10 صبح بیمارستان باشم

ساعت 12و نیم ظهر عمل انجاام میشه

..................................................

 

طی عمل تخمکها رو از داخل تخمدونا میکشن..........

 

خدایا توکل به توووووووووووووووووووووووووو

به زودی مامان میشم

 

/ 2 نظر / 26 بازدید
مسعود

غنچه خوشبختي در جاي تاريك، بي صدا و گودي پنهان شده كه بسيار نزديك به ماست، ولي كمتر از آنجا مي گذريم و آن، دل خود ماست.((موريس مترلينگ)) به روزم (آپم) و منتظرقدمهای سبزتون [گل]

مامان فرشته ها

سلام عزیزم از صمیم قلبم دعا میکنم خدا یه فرزند صالح و سالم بهتون عطا کنه[قلب] ان شاالله عمل راحت و موفقیت آمیزی داشته باشی عزیزم[ماچ]